غزل

سکوت کرده به چشمان من امان بدهد

که جرعه جرعه مرا در نگاه جان بدهد

 

خدای ثانیه هایم سکوت کرد و گذشت

که پله پله به من راه را نشان بدهد

 

هزار بار مرا پای سفره مهمان کرد

که عاشقانه به مهمانش آب ونان بدهد

 

همیشه بال وپرم داد تا زمین نخورم

چقدر عاشقانه به پروازم آسمان بدهد!

 

من از صدای شکستن پرم ولی او خواست

به هر بهانه مرا فرصت زبا ن بدهد

 

خدا به حضرت یعقوب یوسفش را داد

چنین بخواه تا به تو از لطف ،آنچنان بدهد

 

میان غربت گهواره سخت بی تابم

کسی بیاید و این گریه را تکان بدهد

/ 6 نظر / 24 بازدید
می نا شیرخان

کسی بیاید و این گریه را تکان بدهد... آفرین خیلی قشنگ بود..[گل]

مثل من

سلام.لذت بردم . کسی بیایدو این گریه را تکان بدهد.

صهبای بیدگلی

سلام میان غربت گهواره سخت بی تابم کسی بیاید و این گریه را تکان بدهد درود

صادق ایزانلو

سلام خانم خردمند.خسته نباشید غزل زیبا و تاثیر گذاری بود...[گل]

مصطفی

آفرین فقط انگار بیت سوم ایراد وزنی داره "یاعلی"