نهال خیال
سرو بالای کمان ابرو اگر تیر زند/عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
قالب وبلاگ

زندگی خوش نقش و رویای دوچشمم رنگ رنگ

روزگارم چون گل ابریشم قالی قشنگ

پرده ها پس میروند و پنجه خورشید باز 

میزند بر تارو پود خانه ام آرام چنگ

پیچکی بر شاخه های سبز زیتون تاب بست

غنچه در لالای مهتاب است و درآغوش تنگ

ناگهان رویای من با انفجار آوار شد

از گلوی کودکان خفته بر میخواست جنگ

آسمان غزه قاب بمب های خوشه ای

میچکد از ابرهای خیس باران فشنگ

خوب میرقصند در چشمان باد این روزها

لاله های پرپر از هرم نفس های تفنگ

در طبیعت دیده ام این بازی خونریز را

آهوان بیگناه و چنگ و دندان پلنگ

میشود تعبیر خواب چشمهای کشورم

دشمن از این خانه خواهد رفت با تهدید سنگ

[ ۱۳٩۳/٧/٢۱ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

چون ساعت خسته بر دل دیوارم

زندانی لحظه های پر تکرارم


از بس که خودم دور خودم چرخیدم

سر گیجه و حالت تهوع دارم

[ ۱۳٩۳/٤/٢ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

کلماتم به ورز آمده اند

                          نگاهت را روشن کن

                                                       شعرهایم را پخته میخواهم 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

سکوت کرده به چشمان من امان بدهد

که جرعه جرعه مرا در نگاه جان بدهد

 

خدای ثانیه هایم سکوت کرد و گذشت

که پله پله به من راه را نشان بدهد

 

هزار بار مرا پای سفره مهمان کرد

که عاشقانه به مهمانش آب ونان بدهد

 

همیشه بال وپرم داد تا زمین نخورم

چقدر عاشقانه به پروازم آسمان بدهد!

 

من از صدای شکستن پرم ولی او خواست

به هر بهانه مرا فرصت زبا ن بدهد

 

خدا به حضرت یعقوب یوسفش را داد

چنین بخواه تا به تو از لطف ،آنچنان بدهد

 

میان غربت گهواره سخت بی تابم

کسی بیاید و این گریه را تکان بدهد

[ ۱۳٩٢/٩/٥ ] [ ٧:٤٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

برخاست دردو عالم شور و نوای تازه

برپا شده محرم این آشنای تازه

 

در کوچه می وزد باز عشق حسین امروز

پوشانده خانه ها را حال و هوای تازه

 

چرخیده باز تاریخ در چرخش زما نه

تکرار شد دوباره جور و جفای تازه

 

تکرار شد روایت،مستی،عطش،خیانت

عجز فرات جوشید این بی وفای تازه

 

این بارهم عطش ریخت در نای نازک گل

خوابیده تشنه ی شیر با لای لای تازه

 

دور قمر کشیدند دیوار کینه ها را

از تن جدا شده باز این دستهای تازه

 

لبهای گرم خورشیداز عشق می چکد باز

برروی نیزه بارید شمس الضحای تازه

 

فریاد ذوالجناح است آرام میگذارد

بر قلب آتشینم یک رد پای تازه

 

این کاروان اشک است با شور میرسد باز

در آسمان شکفته است این ماجرای تازه

 

یک اتفاق دیگر ،یک آسمان حقیقت

صحرایی از شقایق، کرب و بلای تازه

[ ۱۳٩٢/۸/٢٩ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

تقصیر من و تو چیست عاشق شده ایم

یا سوژه ی داغ این خلایق شده ایم

 

خطی شده ایم روی دیوار محل

تعبیر خلایق آنچه لایق شده ایم

[ ۱۳٩٢/٧/٢٧ ] [ ٦:٥٤ ‎ب.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]

ای مرگ رها کن من خاکستری ام را

این روح مکدر شده ی بستری ام را

 

امید که از خاک رکاب تو بگیرم

یاقوت جلا داده ی انگشتری ام را

 

آغوش تو آنقدر صمیمی است که حتی

در خاطرم آورد من مادری ام را

 

با شوق تو از 4جهت باز نمودم

بال و پر پروانه ترین روسری ام را

 

دیدید پریشانی ام از قافیه دزدید

افسانه ی افسون شده ی دیو وپری را

 

پلکی بزن آرام بگیرد کلماتم

مدیون تو هستم همه ی شاعری ام را

 

من را بشکن تا که بروید دلم از نو

بر شاخه ام آویز من دیگری ام را

[ ۱۳٩٢/٧/۱٠ ] [ ٦:٠٢ ‎ق.ظ ] [ سمیه خردمند ] [ نظرات () ]
........

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب

. . .